نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

2 استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین.

3 استادیار گروه جغرافیا، بنیاد دائره المعارف اسلامی.

4 دانشیار بازنشسته گروه جغرافیا- برنامه ریزی شهری دانشگاه تهران.

چکیده

چکیده
معیشت مردم مازندران در طول تاریخ به سبب تنوع شرایط اقلیمی و جغرافیای طبیعی در سه واحد جغرافیایی جلگه‌ای، کوهپایه‌ای و کوهستانی پراکنده بود و بر مبنای اقتصاد کشاورزی- دامپروری استوار بوده‌است. پیش از پهلوی اول چشم-انداز جغرافیایی زیست‌گاه‌های مازندران حالت ایستایی داشت ولی با سیاستهای ویژه پهلوی اول در مسیر نوسازی ایران، تحولات شگرفی در چشم‌انداز جغرافیایی مازندران ایجاد شد. پژوهش حاضر برآن است تا تغییرات و تحولات ایجاد شده در جغرافیای کشاورزی مازندران در دوره پهلوی اول را از منظر مکتب چشم‌انداز و با روش کیفی تحلیل تاریخی مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار دهد. مدل چشم‌انداز، تغییرات چهره طبیعت در دوره‌های تاریخی در یک جغرافیای مشخص را بر اساس سیاست‌گذاری‌های اعمال‌شده مورد بررسی قرار می‌دهد. در اثر سیاست نوسازی، برنامه‌های اصلاحی بسیاری در بخش کشاورزی استان مازندران اجرایی شد. با مجموع اقدامات پهلوی اول به منظور مکانیزه کردن کشاورزی مازندران و تجاری سازی و صنعتی سازی محصولات کشاورزی، تغییراتی در چشم‌انداز کشاورزی مازندران نیز ایجاد شد. دولت مدرن با تسخیر طبیعت و تسلط بر آن بوسیله خشکاندن باتلاق‌ها و زه‌کشی، ساخت سد و پل و مهار طغیان آب و تسلط بر منابع آبی، اراضی بسیاری را به مجموع اراضی کشاورزی مازندران افزود. درنتیجه چشم‌انداز زمین‌های باز گسترده (open field) که تا پیش از آن تنها چشم‌انداز کشاورزی مازندران بود، در سطح وسیعی گسترش یافت. اراضی جدیدی نیز در نواحی جلگه‌ای و کوهپایه‌ای برروی دشت‌ها و تپه‌ها برای کشت و پرورش محصولات جدید اختصاص داده شد و چشم‌اندازهای باغی و تپه‌ای را ایجاد کرد.

کلیدواژه‌ها